|
|
کرامت و جايگاه زنان در نظام حقوقي اسلام
ناظر حسین زکی
مقدمه
ديروز وضعيت دردناک زنان در سيستم رسوم فرسوده جاهلى رقم مى خورد، و امروز
در قالب نظامهاي حقوقي لجام گسيخته.
ديروز سنتهاي فرسوده قبايلي زنان را فاقد هرگونه حقوق انساني و تهي از
کرامت بشري مي دانست، ولي امروزه انواع لجام گسيختگيها زندگي زنان را در
نظام برده داري مدرن در تيرگي فروبرده است و انواع جرمها و گرفتاريهاى
دردناک که هرروز در مقياس وسيعتر نسبت به ديروز دامنگير زنان مي گردد، نظير
خودسوزى، خودكشى، اعتياد، قتلهاى ناموسى، فروش دختران جوان، تجارت سفيد،
بردگى و خشونت جنسى، وحشتاك تر از گذشته، کرامت و حيثيت انساني زن را پامال
نموده است. و تحميل كارهاى سخت و ناسازگار با جسم و روحيه زنان، زيانهاى
بدنى، روانى و حيثيتى را بر آنها واردكرده است.
تجارت سفيد و بردگى مدرن، كرامت انسانى زن را چنان لكه دار كرده كه سخن
راندن از كرامت زن براى گروههاى مدافع حقوق زن چيزي جز مايه سرافگندگي نيست.
مطالعه وضعيت زنان به خوبي نشان مي دهد که هم نظامهاي حقوقي گذشته و هم
نظامهاي حقوقي امروز نا توان از اعاده کرامت و عزت براي زنان است. و در اين
ميان تنها نظام حقوقي اسلام مي توانند کرامت وعزت را براي زنان به ارمغان
بياورد.
اين مقاله کوششي است براي اثبات همين فرضيه که سعادت و کرامت زنان در نظام
حقوقي اسلام به خوبي تامين و تضمين شده است.
کرامت و منزلت زنان
آموزه هاي نظام حقوقي اسلام با نگاه واقعبينانه به زنان، بسان مشعلي
فروزاني است كه مي تواند فرا راه زنان قرار بگيرد، و به آنان كرامت و كمال
ببخشد. و در اينجا به اختصار به پاره اي از آنها اشاره مي گردد:
الف ) يكساني گوهر زن و مرد در آفرينش
در ديدگاه اسلامي زن و مرد هردو انسان، مخلوق و بنده خداوند سبحان است، و
از لحاظ خلقت داراي گوهر واحد انساني است كه از نفس واحده آفريده شده اند،
و مبدأ خلقت هردو يك چيز مي باشد.
در قرآن كريم در چهار مورد اشاره شده كه خلقت و آفرينش مردم (ناس = انسان)،
از نفس واحده است. و اين مردم (ناس = انسان) مي توانند زن باشد و يا مرد:
1. در سوره نساء آمده است: (يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خَلَقَكُمْ مِنْ
نَفْس واحِدَة و خلق منها زوجها)( )؛ اي مردم! از (مخالفت) پروردگارتان
بپرهيزيد! همان كسي كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از
جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراواني (در روي زمين) منتشر
ساخت».
2. در سوره انعام آمده است: «و خدا آن خدايي است كه شما را از يكتن تنها
آفريد»( ).
3. در سوره اعراف نيز خداوند فرموده است،: (هو الذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس
واحِدَة و جَعَلَ مِنْها زوجها ليسكن اليها)؛( ) «خدا آن كسي است كه شما را
از يك تن تنها آفريد. و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او
بسايد.»
4. همچنين در سوره زمر فرموده است: (هو الذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة
ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زوجها)( )؛ «خدا آن كسي است كه (همه) شما را از يك تن
تنها آفريد. و همسرش را نيز از جنس او قرار داد».
در اين آيات مبارك، سخن از اين رفته است كه آفرينش انسان از گوهر واحدي است
كه از آن تعبير به نفس واحده شده است.
و افزون بر آن، خداوند منشأ آفرينش انسان اعم از زن و مرد را ازخاك، سپس از
نطفه مي داند كه مراحل خاصي را طي مي كند، تا انسان كاملي گردد، چنانكه
فرموده است:
(ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون والجان خلقناه من قبل من نار
السموم( )؛ و محققا ما انسان (يعني حضرت آدم عليه السّلام) را از گل خشك،
از لاي ريخته شده آفريديم؛ و جن را قبلا از آتش سوزان خلق كرديم.
(يا ايها الناس ان كنتم في ريب من البعث فانا خلقناكم من تراب ثم من نطفة
ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة وغير مخلقة)( )؛ اي مردم! اگر در باره
برانگيخته شدن (در روز قيامت) ترديد داريد (اين شك و ترديد شما مورد ندارد)
زيرا ما شما را قبلا و اولا از خاك، بعدا از نطفه، سپس از (علقه = خون بسته
شده) ، و بعد از «مضغه» ( مضغه بر وزن لقمه يعني گوشت نيم جويده اي كه صورت
بندي شده، يا نشده باشد) آفريديم.
و نيز در ديگر آيات منشأ آفرينش انسان از خاک و نطفه بيان شده است )
آياتي كه ذكر شد بيانگر اين است كه زن و مرد در نظام حقوقي اسلام داراي
سرشت متفاوت نيست، بلكه سرشت واحد و يكسان انساني دارند، مبدأ آفرينش هردو
به يك چيز بر مي گردد كه خاك و سپس نطفه باشد.
هرچند زن و مرد از نظر صفات جسمي و روحي تفاوتهاي زيادي با يكديگر دارند،
همانطور كه مردان نسبت به يكديگر و نيز زنان نسبت به يكديگر صفتهاي متمايزي
دارند، به گونه¬اي كه دو نفر مرد يا دو نفر زن از هر نظر يكسان و بدون
تفاوت باشند، وجود ندارند؛ زيرا آفرينش هستي، بديع و به دور از تكرار است،
با اين همه، زن و مرد از دو گوهر جدا خلق نشده اند، بلكه مبدأ آفرينش هردو
به يك اصل و حقيقت مي رسد که خاك و نطفه باشد؛ چنانكه اشاره گرديد.
بنا بر اين، مبدأ آفرينش زن و مرد در ديدگاه اسلامي خاك است. يعني همانطوري
كه مبدأ آفرينش مرد خاك و گل است، مبدأ آفرينش زن نيز گل و خاك است، نخستين
انسان يعني حضرت آدم از خاك خلق شده است، نخستين زن يعني حضرت حوّا، نيز از
خاك آفريده شده است، نه اينكه حوّا از دنده چپ آدم خلق شده باشد. چنانكه
صاحب تفسير نمونه در ذيل تفسير آيه «خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة ثُمَّ
جَعَلَ مِنْها زوجها» گفته است که آفرينش همسر آدم از اجزاي وجود خود آدم
نبوده بلکه از باقيمانده گل او صورت گرفته است، چنان كه در روايات اسلامي
به آن تصريح شده، و اما روايتي كه مي گويد: "¬حوا" از آخرين دنده چپ آدم
آفريده شده است، سخن بي اساسي است كه از بعضي از روايات اسرائيلي گرفته
شده، و هماهنگ با مطلبي است كه در فصل دوم از "سفر تكوين" تورات تحريف
يافته كنوني آمده است، و از اين گذشته بر خلاف مشاهده و حس مي باشد؛ زيرا
طبق اين روايت يك دنده آدم برداشته شد و از آن حوا آفريده گشت، و لذا مردان
يك دنده در طرف چپ كمتر دارند، در حالي كه هيچ تفاوتي ميان تعداد دنده هاي
مرد و زن وجود ندارد و اين تفاوت، افسانه اي بيش نيست( ).
شيخ طوسي از مفسران بزرگ اسلام، نيز ديدگاهي را كه مي گويد: حوا از دنده چپ
آدم خلق شده، سست و مردود شمرده است( ). چنانكه در روايتي كه عياشي در
تفسيرش از امام باقر (عليه السلام) نقل كرده است، آن حضرت اين سخن را كه
حوا از دنده چپ آدم آفريده شده تكذيب كرده و فرموده است كه پدرم از نياكانم
و آنها از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) روايت كرده اند، كه رسول خدا (صلي
الله عليه وآله) فرمود: «حوا از همان خاكي آفريده شده است كه حضرت آدم از
آن خاك خلق شده است»( ).
سيد شريف رضي (متوفاي 406) در تفسير (خلق منها زوجها) گفته است: «اي جعل
زوجها من جنسها ليسكن اليها و تسكن»، يعني خداوند همسر حضرت آدم را از جنس
او قرار داد، تا مايه آرامش خاطر او باشد( ).
شيخ طوسي در تفسير تبيان در ذيل آيه «خلقكم من نفس واحدة» يادآور شده كه
اين آيه اشاره به تمام آفرينش بشر دارد.( ) به اين معنا كه آفرينش همه
انسانها از گوهر واحدي است، چه زن باشد و چه مرد. و نيز ابو مسلم در تفسير
آيه گفته است: خداوند حضرت آدم را از نفس واحده خلق كرد، و از همان نفس
واحده همسرش حوا را آفريد( ). و به قول علامه طباطبايي نفس واحده همه
انسانها را در بر مي گيرند و اختصاص به مردان ندارد( ) و بنا بر اين زنان
نيز از همان نفس واحده آفريده شده اند که مردان از آن خلق شده اند.
افزون بر همه آنچه گفته شد، اطلاق آياتي نظير «ولقد خلقنا الانسان من صلصال
من حمأ مسنون»( )، «خلق الانسان من صلصال كالفخار»( )، كه در برابر خلقت و
آفرينش جن به كار رفته که خداوند جن را از آتش آفريده است، و نيز اطلاق
آياتي نظير «ومن آياته ان خلقكم من تراب»( ) زنان را نيز در بر مي گيرد؛
زيرا انسان و همچنين واژه «خلقكم» شامل زنان و مردان است. در اين آيات،
تنها آفرينش مردان منظور نيست، بلكه جنس خلقت انسان در نظر است كه زنان را
نيز در بردارد.
شهيد مطهري يکي از نظريه پردازان معاصر در باره يكساني گوهر زن و مرد از
لحاظ خلقت مي گويد: «آيا زن و مرد داراي يك طينت و سرشت مي باشند و يا
داراي دو طينت و سرشت؟ قرآن با كمال صراحت در آيات متعددي مي فرمايد كه
زنان را از جنس مردان و از سرشتي نظير سرشت مردان آفريده ايم. قرآن در باره
آدم اوّل مي گويد: «همه شما را از يك پدر آفريديم و جفت آن پدر را از جنس
خود او قرار داديم».( ) در باره همه آدميان مي گويد: خداوند از جنس خود شما
براي شما همسر آفريد».( )
هرچند ميان قرآن، تورات و انجيل در اينكه آفرينش انسان از عنصر خاك است،
نظر يكسان وجود دارد، اما در باره كيفيت آفرينش، ديدگاهها متفاوت است؛ زيرا
همانطور كه گفته شد انجيل( ) و تورات( ) آفرينش زن را از بخشي بدن مرد مي
داند، ولي از قرآن كريم، و كلام رسول خد ا (صلي الله عليه وآله) كه فرموده
است: «ان الله تبارك و تعالي قبضة من طين فخلطها بيمينه – وكلتا يديه يمين
– فخلق منها آدم وفضلت فضلة من الطين فخلق منها زوجها»( ) چنين به دست مي
آيد كه آفرينش زن و مرد از گوهر واحد و نفس واحده است. كه در اين ديدگاه
مبدأ آفرينش زن و مرد يك گوهر است و يك ماده حياتي كه در آن دوگانگي و يا
اصل و فرعي وجود ندارد.
بنا بر اين به گفته شهيد مطهري: «در قرآن از آنچه در بعضي از كتب مذهبي هست
كه زن از مايه اي پست تر از مايه مرد آفريده شده و يا اينكه به زن جنبه
طفيلي و چپي داده و گفته اند كه همسر آدم اوّل از عضوي از اعضاي طرف چپ او
آفريده شده ، اثر و خبري نيست، عليهذا در اسلام نظريه تحقير آميزي نسبت به
زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد.»( ).
بنا بر اين، نگاه طفيلي و تحقيرآميز به زنان از لحاظ خلقت و آفرينش آنها در
نظام حقوقي اسلام نفي شده است و تمام زنان و مردان، از زن و مرد نخستين
گرفته تا به امروز و تا قيام قيامت؛ از يك طينت و گوهر آفريده شده اند. از
اين رهگذر زنان به خوبي توانسته اند در نظام حقوقي اسلام کرامت انساني و
جايگاه واقعي خويش را بيابند.
ب ) تساوي زن و مرد در كرامت انساني
در اسلام نگاه تحقيرآميز به زنان از اين رهگذر كه آنها فاقد كرامت انساني و
ناتوان از كسب جايگاه ارزشي و معنوي باشد، به شدّت نفي شده است، و زنان در
آموزه هاي اسلامي توانسته اند از لحاظ كرامت و فضيلت، جايگاه واقعي و ارزشي
خويش را به دست آورند به گونه اي كه در كرامت انساني و كسب ارزشهاي معنوي
بين زن و مرد تبعيض و تفاوت از نظر جنسيّتي ديده نمي شود.
و همچنين زنان در اسلام مورد ستايش قرار گرفته اند، و به خاطر كمالات مستحق
بر خورداري از حياط طيبه و اجر و پاداش همسان با مردان، در قرآن كريم از
آنها ياد گرديده است، چنانكه از آيات زيادي استفاده مي شود، از جمله آيات
ذيل:
1. (من عمل صالحا من ذكر او انثي وهو مؤمن فلنحيينه حياة طيبة ولنجزينهم
اجرهم باحسن ما كانوا يعملون)( ) «هركس كار شايسته اي انجام دهد خواه مرد
باشد يا زن در حالي كه مؤمن است، او را به حياتي پاك زنده مي داريم ؛ و
پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام مي دادند، خواهيم داد» .
2. (ومن عمل صالحا من ذكر او انثي وهو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة يرزقون
فيها بغير حساب)؛ «و هركس عمل نيك انجام دهد چه مرد و چه زن در صورتي كه
مؤمن باشد اين گونه افراد داخل بهشت خواهند شد، و به قدري رزق و روزي به
ايشان عطا مي شود كه حساب ندارد»( ).
3. (ومن يعمل من الصالحات من ذكر او انثي وهو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة ولا
يظلمون نقيرا) «و كسي كه چيزي از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد
يا زن، در حالي كه ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل بهشت مي شوند و
كمترين ستمي به آنها نخواهد شد».( )
4. (ومن يعمل من الصالحات وهو مؤمن فلا يخاف ظلما ولاهضما)؛ «و آن كس كه
كارهاي شايسته انجام دهد، در حالي كه مؤمن باشد، نه از ظلمي مي ترسد، و نه
از نقصان حقش».( )
در اين آيات و نيز در ديگر آيات ديگر( ) ، زن و مرد به طور يكسان بدون در
نظر گرفتن تبعيض جنسيتي، مستحق پاداش و حيات طيبه، دانسته شده اند، و تصريح
شده بر اينكه خداوند عمل هيچ يك از زن و مرد را ضايع نمي سازد و هركدام
ثواب و پاداش اعمال خويش را مي بينند.
در اين آيات، زنان و مردان از نظر كرامت انساني و رسيدن به درجات بالاي
معنوي و ارزشي بدون تفاوت و تبعيض جنسيتي يكسان و در كنار هم در نظر گرفته
شده اند.
و افزون بر آن، بعضي از زنان نظير حضرت مريم(عليه السلام) مورد تكريم و لطف
و نظر خداوند واقع شده و از آنها به نيكي و شايستگي خاصي در قرآن ياد
گرديده است، چنانکه در در سوره آل عمران از حضرت مريم به نيکي ياد شده است
و به جهت کمالات و پاکيزگي به عنوان زن برگزيده از آن ياد گرديده و از سوي
خداوند سبحان غذاي مخصوصي براي او در محراب عبادت عطا مي شده است. و نيز از
زن فرعون به عنوان مثل براي مؤمنان ياد شده است( ).
اين آيات مي رسانند كه كسب کرامت متعالي و ارزشي، رسيدن به مقام قرب الهي،
به جنسيّت مربوط نيست، بلكه كسب ارزش بستگي به تزکيه و ميزان ايمان و عمل
صالح دارد، خواه زن باشد و خواه مرد، و زندگي ميدان مسابقه و رقابت سالم
ميان زنان و مردان براي رسيدن به ارزشهاي متعالي انساني است. واز اين رهگذر
ميان زن و مرد تفاوتي به چشم نمي خورد.
ج ) عدم تبعيض در تكليف و نيايش
قرآن کريم هدف از آفرينش را پرستش خداوند سبحان و رسيدن به كمال در سايه
عبادت ياد کرده و فرموده است: (و ما خلقت الانس و الجن الا ليعبدون)( ). و
واژه «انس» در برابر جن آمده است و به طور يكسان زن و مرد را در بر مي گيرد.
در نظام حقوقي اسلام زن و مرد هردو قابليّت تكليف دارند و يكسان مورد خطاب
براي تحمّل مسؤوليت واقع شده و در نيايش و عبادت وظائف و مسؤوليتهايي بر
عهده آنها نهاده شده اند. از نظر قابليّت تكليف و عبادت، رفتارهاي تبعيض
آميز جنسيتي ميان آنها وجود ندارد. اگر در پاره اي از موارد برخي از وظايف
و مسؤوليتهاي سخت و زحمت آور از دوش زن برداشته شده است، به دليلي که مايه
رنج و زحمت براي اوست، يا ناسازگار با جسم لطيف و نا مناسب با توان و طاقت
زنان مي باشد، نظير تأمين هزينه زندگي و يا مشاركت در جهاد مسلحانه و نظائر
آنها، چنين نگاهي به يقين يك نوع تكريم، احترام و مراعات حالت جسمي و روحي
بانوان است، هرچند كه راه مشاركت در جهاد به نحو داوطلبانه براي بانوان باز
وبلامانع است، چنانکه در صدر اسلام زنان چنين مشارکتي داشتند که به آنها
اشاره خواهد گرديد.
خداوند در آيات زيادي از عبادات و تكاليف يكسان و مشابه براي زن و مرد نام
برده است و ميان آنها تفاوت جنسيتي نگذاشته است، كه به مواردي از آنها
اشاره مي گردد:
1. (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن
المنكر ويقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة ويطيعون الله ورسوله اولئك سيرحمهم
الله ان الله عزيز حكيم)؛ مردان و زنان مؤمن و مؤمنه دوستان و سرپرستان
يكديگرند امر به معروف و نهي از منكر مي نمايند. و نماز را به پاي مي
دارند، و زكات را مي پردازند، و فرمانبردار خدا و رسول مي باشند. ايشانند
كه خدا به زودي آنان را مورد مرحمت خود قرار مي دهد. محققا خدا عزتمند و
حكمفرما است»( ).
در اين آيه مي بينيم كه زنان همانند مردان، به كارهاي مهمّي نظير امر به
معروف و نهي از منكر، اقامه نماز، پرداخت زكات از مال خويش، پيروي از
فرمانهاي خدا و رسول مي پردازند. و در شأن و منزلت و در وظائف فردي و
اجتماعي، تفاوت جنسيتي ميان آنها گذاشته نشده است.
2. در پاداش دهي خداوند به اعمال نيك زنان و مردان تفاوتي وجود ندارد، (ان
المصدقين والمصدقات واقرضوا الله قرضا حسنا يضاعف لهم ولهم اجر كريم)( )
«مردان و زنان انفاق كننده، و آنها كه (از اين راه) به خدا «قرض الحسنه»
دهند (اين قرض الحسنه) براي آنان مضاعف مي شود و پاداش پرارزشي دارند».
همچنين در اين آيه زنان در كنار مردان براي انجام كارهاي نيك نظير كمك به
درماندگان و دستگيري از آنها با پرداخت صدقه و قرضهاي بلاعوض، مورد تكريم و
مستحق اجر و پاداش مضاعف واقع شده، و از اين رهگذر تبعيض جنسيتي ميان زنان
و مردان وجود ندارد.
از اين آيات به خوبي استفاده مي شود كه در نظام حقوقي اسلام، زنان از نظر
به عهده داشتن تكاليف عبادي و مسؤوليتهاي اجتماعي، کرامت و منزلت خاصي
دارند كه هرگز قابل قياس با شأن منزلت زن كه در گذشته تاريخ داشتند نيست.
و افزون بر همه اينها «قرآن در تمام مواردي كه داستان خلقت آدم وحكم الهي
به نزديك نشدن او به درخت ممنوعه را بيان مي كند و سرانجام فريب خوردن او
از وسوسه¬هاي شيطاني و اخراجش از بهشت را شرح مي دهند، آدم و همسرش را
يكسان مورد خطاب قرار مي دهند. نه از تکاليف و مسؤوليت زوجه آدم چيزي مي
كاهد و نه از سست تر بودن او در امتثال امر الهي و زودتر فريب خوردنش سخن
مي گويد».( ) از جمله آياتي كه به اين موضوع اشاره دارد، آياتي از سوره
بقره و اعراف است كه به آوردن ترجمه آنها اكتفا مي شود:
يک. آيه 35 و 36 سوره بقره: «و (ياد كن) هنگامي را كه به فرشتگان گفتيم: «براي
آدم سجده و خضوع كنيد!» همگي سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر
ورزيد، (و به خاطر نافرماني و تكبرش) از كافران شد. و گفتيم: «اي آدم! تو
با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمتهاي) آن، از هر جا مي خواهيد، گوارا
بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد»( ).
دو. آيه 19 - 23 سوره اعراف: «و (گفتيم) اي آدم تو و زوجه ات ساكن بهشت
شويد، بعدا شيطان آنان را وسوسه كرد تا عورت ايشان را كه پوشيده و پنهان
بود به ايشان بنماياند. و شيطان به آنان گفت: پروردگار شما ، شما را از
نزديك شدن به اين درخت جلوگيري ننموده مگر اينكه شما دو فرشته يا از افراد
جاويدان باشيد، و شيطان براي حضرت آدم و حواء سوگند ياد كرد كه حتما منظور
من پند و اندرز شما مي باشد، بعدا شيطان ايشان را از مقامشان فرود آورد.
هنگامي كه از آن درخت چشيدند عورتشان برايشان پديدار شد، حضرت آدم و حوا
گفتند: اي پروردگار ما! ما به نفس خويشتن ستم كرديم»( ).
سه. همچنان در اسلام سخن از مجازات يکسان براي زن و مرد سخن رفته است و در
کيفر دادن جرم سرقت و ارتکاب عمل حرام زنا هردو مورد خطاب واقع شده اند،
چنانکه در آيه هاي ذيل به آن اشاره شده است:
1. (والسارق والساقة فاقطعوا ايديهما)؛ دستهاي مرد و زن دزد را قطع کنيد.
2. (الزانية والزاني فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة) به مرد و زن زناکار
صد تازيانه بزيند.
در اين آيات مي بينيم زن و مرد در اثر ارتکاب جرم سرقت و اعمال منافي عفت
کيفر يکسان دارند. و تفاوت جنسيتي ميان آنها در نظر گرفته نشده است.
بنابر اين با نگاه كلي به آموزه هاي اسلامي به خوبي به دست مي آيد كه زن از
نظر قابليّت تحمّل تكليف و مسؤوليت، و عبادت و نيايش خداوند سبحان، جايگاه
برازنده اي در نظام حقوقي اسلام دارد.
د ) نجات دختران از زنده به گوري
كشتن دختران و زنده به گوري بي گناهان، از دردناكترين رفتارهاي غير انساني
در عصرجاهليت نسبت به دختران است، هرچند دامنه چنين رفتار بي رحمانه تمام
قبايل عرب را در بر نداشت، و تنها در ميان پاره اي از قبايل مرسوم بود، ولي
يك عمل نادر و اتفاقي نبود.
در آن روز از بين بردن دختران به شكل فجيع تري صورت مي گرفت، ولي امروز به
شيوه مدرن آن بسط بيشتري يافته است و سقط جنين و از بين بردن آنها يك امر
رايجي اين عصر و زمان است.
در آن روز نوزادان به خصوص دختران بعد از تولد كشته مي شدند، ولي امروز در
شكم مادر نابود مي گردند.
زنان در عصر جاهليت همان سرنوشت اسفبار زنان در نزد سائر اديان و مكاتب را
داشتند، و از اين رو به زنان به عنوان موجود پست، ابزار توليد نسل، خدمتكار
مرد و موجود شرور نگاه مي شد، تا جايي كه اگر مادري دختر مي زاييد مايه ننگ
و شرمساري شوهر و قبيله مي بود، و از شنيدن خبر نوزاد دختر، خشمناك و
عصباني مي گرديدند و از شدّت خشم رنگ چهره شان سياه مي شدند، و براي شستن
لكه ننگ از دامنشان، دختران را زنده به گور مي كردند. چنانكه از سرگذشت
اسفبار زنان و دختران عصر جاهليّت در قرآن كريم( ) و نيز در متون تاريخي
حكايت شده است.( )
يكي از كارهاي مهمّي كه در عصر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) صورت گرفت،
مبارزه با پديده شوم دختركشي بود. كشتن دختران در اسلام به شدّت نكوهش و
عمل زشت شمرده شده است.
قرآن كريم در آيات زيادي پرده از رفتار ناروا و غير انساني اعراب جاهلي
نسبت به دختران و زنان برداشته است که از باب نمونه به پاره اي از آنها
اشاره مي گردد:
1. سوره نحل: «واذا بشر احدهم بالانثي ظل وجهه مسودا وهو كظيم يتواري من
القوم من سوء ما بشر به ايمسكه علي هون ام يدسه في التراب الا ساء ما
يحكمون؛ در حالي كه هرگاه به يكي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده
صورتش (از فرط ناراحتي) سياه مي شود و به شدت خشمگين مي گردد به خاطر بشارت
بدي از قوم و قبيله خود متواري مي گردد؛ (و نمي داند) آيا او را با قبول
ننگ نگهدارد و يادر خاك پنهانش كند؟! آگاه باشيد كه بدحكم مي كنند.( )
2. سوره انعام: «قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركوا به شيئا
وبالوالدين احسانا و لاتقتلوا اولادكم من املاق نحن نرزقكم واياهم»؛ بگو:
بياييد تا آنچه را كه پروردگار بر شما حرام كرده است براي شما بخوانم: چيزي
را براي خدا شريك قرار ندهيد، و به والدين خويشتن نيكويي كنيد. و فرزندان
خود را از خوف تنگدستي بقتل نرسانيد، ما شما و ايشان را رزق و روزي مي دهيم.(
)
در اين آيه خداوند دستور به نيك رفتاري نسبت به پدر و مادر داده و از كشتار
فرزندان به نهي كرده است، وتأكيد نموده كه به خاطر تنگدستي (يا زندگي بهتر)
فرزندان و نسل تان را از بين نبريد؛ زيرا خداوند خود متكفل رزق و روزي آنها
است. همان چيزي كه امروز به خاطر رفاهي بيشتر اقدام به نابودي انسان در رحم
مادر به طور گسترده انجام مي گيرد.
3. سوره تكوير: «واذا الموءودة سئلت باي ذنب قتلت»؛ در آن هنگام كه از
دختران زنده به گور شده سؤال شود به كدامين گناه كشته شدند.( )
در نظام حقوقي اسلام، كشتار دختران بي گناه به قدري زشت و منفور شمرده شده
است كه رسيدگي به اين جنايت و جرم شرم آور در روز قيامت، مقدم بر رسيدگي
ساير اعمال و دادخواهي در مسائل ديگر دانسته شده است. و اين نهايت اهتمام
نظام حقوقي اسلام را به خون انسانها و مخصوصا انسانهاي بي گناه مي رساند، و
نيز بيانگر اهميّت رسيدگي به خون دختران بي گناه مي باشد.
و نيز قابل توجه است كه قرآن نمي گويد از قاتلين سؤال مي كنند، بلكه مي
گويد از اين كودكان معصوم سؤال مي شود كه گناهشان چه بوده است كه چنين بي
رحمانه كشته شدند؟ گويي قاتلين ارزش بازپرسي را هم ندارند، به علاوه شهادت
و گواهي اين مقتولين به تنهايي كافي است( ).
و نيز اين نكته در خور توجه است كه قتل فرزندان در نزد بعضي از قبايل
اختصاص به دختران نداشتند، بلکه كشتن اولاد و فرزند براي بيشتر مشركان به
عنوان يك عمل خوشايند به حساب مي آمدند، چنانكه خداوند فرموده است: (وَ
كَذلِكَ زيّنَ لِكَثِير مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ
شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَ لَوْ
شاءَ اللّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ؛( )؛ و همچنين
شركاي آنها (يعني بتها) قتل فرزندانشان را در نظرشان خوب جلوه داده بودند (كودكان
خود را قرباني بتها مي كردند و افتخار مي نمودند!) و عاقبت اين كار چنين شد
كه آنها را به هلاكت افكندند و آئينشان را دگرگون ساختند و اگر خدا مي
خواست چنين نمي كردند (زيرا مي توانست اجبارا جلو آنان را بگيرد ولي اجبار
سودي ندارد) بنا بر اين آنها و تهمت هايشان را به حال خود واگذار (و به
اعمال آنها اعتنا مكن). كلمه اولاد اعم از دختر و پسر مي باشد.
قتل فرزندان از جمله دختران بر اساس بينش مشركانه و عقايد خرافي آن روز
استوار بود كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) سنتها و عقايد باطل مشركان را
از ميان برداشتند، و رفتارهاي نا صحيح آنها را نسبت به فرزندان از جمله
دختران نکوهش کردند، و جامعه را از اين اعمال ننگين برحذر داشتند، و چنين
رفتار ناشايست را زيانبار و باطل اعلام كردند كه نتيجه¬اي جز خسارت چيزي
ديگري در بر ندارد. و كلام خداوند را براي مردم بيان داشتند كه «مسلما آنها
كه فرزندان خود را از روي سفاهت و ناداني كشتند زيان ديدند و آنچه را خدا
به آنها روزي داده بود بر خود تحريم كردند و بر خدا افترا بستند، آنها
گمراه شدند و (هرگز) هدايت نيافتند»( ).
بنا بر اين در نظام حقوقي اسلام پديده شوم دختر كشي به شدت نکوهش شده است و
از اين رهگذر به دختران و زنان که وجود آنها مايه شرمندگي و ننگ قبيله و
جامعه بود به شدت مبارزه نمود. به زنان و دختران کرامت و عزت بخشيد. که
وجود آنها نه تنها مايه ذلت و سرافگندگي نبود، بلکه به مثابه خير کثير و
عزت و سربلندي به آنها نگريسته مي شد. آيه انا اعطيناک الکوثرفصل لربک
وانحر اثبات کننده اين گفته است.
هـ ) زن و مرد حامي و پوشش يكديگر
پاره اي از آموزه هاي اديان چنانکه اشارت رفت، به دليل نگرش تبعيض آميز به
زنان، فلسفه وجودي زن را مرد مي دانستند، و مي گفتند: زن براي مرد خلق شده
است( )، ولي در آموزه هاي اسلام، زن و مرد به عنوان حامي و پوشش( )، مكمّل
و مايه آرامش و الفت يكديگر مي باشند. نه اينكه يكي داراي وجود اصلي و غايي
باشد و ديگر داراي وجود مقدمي و طفيلي. چنانكه آيات ذيل دلالت بر اين گفته
دارد:
1. (هن لباس لكم وانتم لباس لهن)( )؛ آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها
(هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد).
مراد اين است که زنان و مردان به منزله لباس براي يکديگر هستند. و گروهي
گفته اند: منظور از لباس سکنا است. به اين معنا که زن براي مرد و مرد براي
زن مايه آرامش و حفاظت اند
2. (ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة
ورحمة)( ) و از جمله آيات خداوند اين است كه همسراني از جنس خودتان براي
شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميان شما مودت و مهرباني قرار
داد».
در اين آيات، از زن و مرد به عنوان پوشش و لباس براي يكديگر نام برده شده
است، و لباس حكم حمايت، و حفاظت را دارد ، و اين حمايت و حفاظت نسبت به زن
و مرد دو جانبي است، و همچنين جاذبه، مودت و دوستي ميان مرد و زن كه خداوند
آن را ايجاد كرده براي هردو جنس ايجاد كرده است، تا اين جاذبه دوسويه باشد،
و باعث آرامش يكديگر بگردد، و خداوند در آيه فرموده است كه از نشانه هاي
خداوند اين است كه از خودتان جفت آفريد، و مرجع ضمير لكم، انفسكم،و جعل لكم
يك چيز مي باشد كه شامل هردوجفت زن و مرد است، و اين آيه مباركه هردو را
مورد نياز يكديگر مطرح ساخته است. و همانسان كه زن براي مرد پوشش، مايه
آرامش و جذابيت است، همانسان مرد براي زن، پوشش، مايه آرامش و جذابيت است و
مودت و دوستي ميان آنها دوسويه است. و از اين لحاظ نيز زنان جايگاه
ارزشمندي را در نظام حقوقي اسلام به دست آورده اند و از تحقيري كه زن را
موجود طفيلي و مقدمي مي دانستند، رهايي پيدا كردند.
و ) اهليت يافتن زن براي عقد و مشارکت در امور اجتماعي
زنان پيش از اسلام محجور و فاقد اهليّت براي مالكيّت، عقد و معاملات،
شناخته مي شدند، ولي در نظام حقوقي اسلام، زن با برخورداري از شايستگي و
کرامت انساني، واجد اهليّت براي مالكيّت، انعقاد قرارداد، مبايعه، بيعت، و
حقّ انعقاد عقد نكاح دانسته شد، به گونه اي كه عقد نكاح بدون اراده و رضايت
زن و يا وكيل قانوني آن، باطل و يا غير نافذ اعلام گرديد. و با شرط رضايت
زن و قرارگرفتن آن در يك طرف عقد نكاح، و همچنين تعيين صداق و مهر به وسيله
آن، ازدواجهاي اجباري و ننگ آور كه مايه ذلت و زبوني زنان بود، از بين رفت.
زنان كه پيش از اسلام از حقوق اجتماعي و سياسي محروم بودند، در پرتو آموزه
هاي مکتب نبوي حق مشاركت در امور اجتماعي را به دست آوردند، تا جايي كه در
قرآن کريم آمده است: (يا ايها النبي اذا جاءك المؤمنات يبايعنك علي ان
لايشركن بالله شيئا ولايسرقن ولايزنين ولايقتلن اولادهن ولاياتين ببهتان
يفترينه بين ايديهن وارجلهن ولايعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن الله
ان الله غفور رحيم)( ) اي پيامبر! هنگامي كه زنان مؤمن نزد تو آيند و با تو
بيعت كنند كه چيزي را شريك خدا قرار ندهند، دزدي و زنا نكنند، فرزندان خود
را نكشند، تهمت و افترايي پيش دست و پاي خود نياورند و در هيچ كار شايسته
اي مخالفت فرمان تو نكنند، با آنها بيعت كن و براي آنان از درگاه خداوند
آمرزش بطلب كه خداوند آمرزنده و مهربان است»!.
بيعت زنان در عصر رسول الله يک نوع مشارکت سياسي به شمار مي رفت. و بيعت
کنندگان ملتزم به پايبندي و عمل به مفاد بيعت بودند.
در نظام حقوقي اسلام تأمين زنان پذيرفته مي شد، چنانکه رسول خدا(صلي الله
عليه وآله) به همسر عكرمه، ام حكيم دختر حارث امان داد( )، و اين دليلي بر
اهليّت و صلاحيّت اجتماعي و سياسي زنان در نظام حقوقي اسلام است؛ زيرا اگر
زنان صلاحيت نمي داشتند، به آنها اعتمادي نمي شد( ).
در نظام حقوقي اسلام زنان اهليت و صلاحيت بيعت و برخورداري از حق رأي را
پيدا كردند، واگر چنين حقّي را نمي داشتند، با رسول خدا بيعت نمي كردند، در
حالي كه درميان 73 نفر بيعت كنندگان مسلمانان يثربي كه در مكه با رسول خدا(صلي
الله عليه وآله) بيعت كردند، دو نفر زن نيز در آن شركت داشتند؛ يكي ام
عمّاره به نام «نسيبة» ديگر ام منيع به نام «أسماء». و ماهيت اين بيعت،
بيعت سياسي بود و آنها براي جهاد در راه خدا و حمايت از رسول اللّه (صلي
الله عليه وآله)پيمان بستند( ).
و همچنين در بيعت رضوان، زنان زيادي با رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه
وآله) بيعت كردند( ).
و نيز طبري پس از فتح مكه، از بيعت زنان با رسول خدا (صلي الله عليه وآله)
نام برده و گفته است: «مردم در مكه براي بيعت با رسول خدا(صلي الله عليه
وآله) اجتماع كردند، بعد از آنكه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از بيعت با
مردان فارغ شدند، زنان با آن حضرت بيعت كردند، و در ميان جماعت زنان قريش
هند دختر عتبه بود كه از رفتار غير انسانيش با پيكر حمزه سيدالشهداء بيمناك
بود( ). و طبري و نيز ديگران چگونگي بيعت زنان با آن حضرت را به تفصيل ذكر
كرده اند( ).
و نيز از جمله زناني كه در صحنه پيكار و جهاد مشاركت داشتند، نسيبة بنت کعب
در جنگ احد، ام سلمه در جنگ بدر و احد( )، و نيز در جنگ طائف و ام سنان
اسلمي در جنگ خيبر سلمه( )، امّ حكيم، ام عطيه و نيز ديگر زنان، وعده اي
نيز براي آب رساني، تداوي مجروحان و انواع كمك رساني به مبارزان، در صحنه
جنگ مشاركت و حضور داشتند و دستهاي نسيبه در پيكار قطع گرديد( ) ، شرح آنها
در متون تاريخي از جمله در شرح الکبير و مغني المحتاج آمده است( ).
شيباني در سير الكبير از فداكاري ام سليم در روز حنين نام برده و سخن رسول
خدا (صلي الله عليه وآله) را در باره مقام وجايگاه نسيبه ذكر كرده كه آن
حضرت فرمود: «جايگاه نسيبه دختر كعب، برتر از جايگاه فلان و فلان است» سپس
آن حضرت گروهي را كه از جنگ فرار كرده بودند، نام بردند، و مقاومت و پيكار
زنان را ستودند( ).
و نيز از ابن عباس روايت كرده كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به زنان
اجازه عزيمت به جبهه جنگ را مي داد، و آنها به مداواي مجروحان مي پرداختند
و از غنائم جنگي نيز سهم مي بردند.( )
و نيز ام عطيه گفته است: «من با رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در هفت جنگ
شركت كردم، از اثاثيه مجاهدان مراقبت مي كردم، براي آنها غذا مي پختم،
زخميان را تداوي مي كردم و به امور آنها مي رسيدم»( ).
و نيز هنگامي كه پيشاني مبارك رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در جنگ احد زخم
برداشت، حضرت فاطمه سيدة نساء العالمين خون را پاك مي كرد، وعلي(عليه
السلام) آب مي ريخت، حضرت زهرا(عليها السلام) وقتي ديد خون قطع نمي گردد،
قطعه حصيري را برداشت و سوزانيد و خاكستر آن را بر زخم رسول الله ريخت و
خون قطع گرديد( ).
بدينسان مي بينيم که زنان در اسلام چنان مقام و جايگاهي را به دست آوردند
که توانستند به خوبي در مهمترين مسايل سرنوشت ساز اجتماعي و سياسي مشارکت
داشته باشند و در صحنه جهاد و پيکار سهم بگيرند.
در اسلام مسجد مهمترين پايگاه عبادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، و زنان
در نظام ديني كه حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) آن را پايه نهاد، اهليّت و
شايستگي فعاليّت و حضور در صحنه و اجتماع را پيدا كردند، در مسجد حاضر مي
شدند، و در صحنه هاي نبرد با آنكه تكليف جهاد از زنان برداشته بودند،
داوطلبانه حضور پيدا مي كردند و نيز در بناي مسجدي كه آن حضرت پايه نهاد،
حق مشاركت پيدا كردند، و چنين مشاركتي نمونه اي از مهمترين مشاركت زنان در
امور اجتماعي به شمار مي رود.
ز ) اهليت براي شهادت و حضور در محكمه
زنان در نزد پاره اي از اديان غير طاهر خوانده شدهاند. و در تورات آمده
است زن اگر وضع حمل كند و حملش دختر باشد تا هشتاد روز نجس است و نيز در
يهوديت شهادت زن ارزش ندارد، آنچه اعتبار دارد شهادت مرد بالغ است ولي در
نظام حقوقي اسلام زنان واجد اهليت براي شهادت و حضور در محكمه هستند، تا
جايي كه شهادت آنها از ارزش و اعتبار خاصي برخور دار است. و در مواردي از
جمله در باب ديون، شهادت دو زن، برابر شهادت يك مرد قرار گرفت، چنانكه در
قرآن آمده است: (يا ايها الذين آمنوا اذا تداينتم بدين الي اجل مسمي
فاكتبوه... واستشهدوا شهيدين من رجالكم فان لم يكونا رجلين فرجل وامراتان
ممن ترضون من الشهداء ان تضل احداهما فتذكر احداهما الاخري) اي كساني كه
ايمان آورده ايد! هنگامي كه بدهي مدّت داري (به خاطر وام يا داد و ستد) به
يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده اي از روي عدالت، (سند
را) در ميان شما بنويسد! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ)
شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كساني كه مورد رضايت
و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد»( ).
بدينسان مي بينيم که زنان در حکومت نظام حقوقي اسلام براي شهادت و حضور در
محکمه را پيدا کردند که پيش از آن، فاقد چنين شايستگي شناخته مي شدند.
ح ) ارث بردن زنان
در شريعت اسلام سّنت مذموم و ناپسند محروميّت زنان از ارث نفي شده و حقّ
ارث براي زنان و دختران امر مسلّم و قطعي شناخته شده است كه در پاره اي از
موارد، سهم الارث زنان به نصف سهم الارث مردان مي رسد، و در پاره اي از
موارد به بيشتر از سهم الارث مردان مي رسد، تفاوت ارث براي زنان حكمت و
فلسفه دارد كه بايد در جايش مورد بحث و بررسي قرار بگيرد از جمله اينكه در
نظام ديني، بارسنگين مالي و تأمين هزينه زندگي خانواده به دوش مردان نهاده
شده؛ و از اين رو نيازهاي مالي مردان نسبت به زنان دوچندان مي باشد، و شايد
به همين جهت باشد كه در پاره اي از موارد مردان دوبرابر زنان ارث مي برند،
ولي با همه اينها حق ارث در نظام حقوقي اسلام براي زنان امر قطعي و به
عنوان قوانين آمره شناخته شده است كه كسي حق ندارد آنها را از اين حق محروم
كنند. و بدينسان زنان در اسلام، از محروميت ارث، نجات يافتند و کرامت و
جايگاه واقعي خويش را در باورها و آموزه هاي شريعت اسلام پيدا كردند.
از جمله آياتي كه اين حق را براي زنان مسلّم شناخته قرار ذيل است:
1. (يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ
الْأُنْثَيَيْنِ)( )؛ خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مي كند كه
براي پسران دو برابر سهم دختران قائل شويد».
نكته قابل توجه در آيه اين است كه روي ارث بردن دختران تأكيد و اين جمله كه»
«پسران دو برابر سهم دختران مي برند» يك نوع تأكيدي براي ارث بردن دختران
به حساب مي آيند و در واقع مبارزه با سنتهاي جاهلي است كه دختران را به كلي
از ارث محروم مي كردند( ).
2. (فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ
إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ)( ) «اگر فرزندان ميت، منحصرا دو
دختر يا بيشتر باشند دو ثلث مال از آن آنهاست، ولي اگر تنها يك دختر بوده
باشد نصف مجموع مال از آن اوست».
در اين آيه مباركه نيز در باره حق ارث براي زنان سخن رفته است.
3. (للرجال نصيب مما ترك الوالدان والاقربون وللنساء نصيب مما ترك الوالدان
والاقربون مماقل منه او كثر نصيبا مفروضا)( )؛ براي مردان از آنچه پدر و
مادر و خويشاوندان از خود مي گذارند سهمي است و براي زنان نيز از آنچه پدر
و مادر و خويشاوندان مي گذارند سهمي، خواه آن مال كم باشد يا زياد، اين
سهمي است تعيين شده و لازم الاداء.
قتاده، ابن جريح و ابن زيد در باره شان نزول اين آيه گفته اند كه در دوران
جاهليت عرب، تنها مردان وارث شناخته مي شدند. زنان و كودكان را از ارث
محروم مي ساختند و اين آيه در رد آنها نازل گرديد در دوران جاهليت مردان
ارث مي بردند و زنان از چنين حقي محروم بودند و اين آيه براي رد چنين پندار
باطل نازل گرديد، چنانکه قتاده، ابن جريح و ابن زيد چنين گفته اند. و نيز
زجاج در وجه نزول آيه گفته است: در ميان عرب تنها کساني که توان نبرد و
توانايي دفاع از حريم ناموس و مال را داشتند حق ارث داشتند و آيه بر باطل
خواندن چنين عقيده اي نازل گرديد ( ).
و بدينسان زنان در پرتو آموزه¬هاي اسلامي توانستند از محروميّت هميشگي نجات
يابند. و با يافتن جايگاه اصلي خويش زندگي انساني و با كرامت داشته باشند.
ممکن است اين شبهه مطرح شود به دليل که زنان در اسلام نصف مردان ارث مي
بردند، نگاه تبعيض آميز به زنان شده است و کرامت و جايگاه انساني زنان
ناديده گرفته شده است.
هرچند پاسخ تفصيلي اين شبهه مجالي بيشتري را مي طلبد ولي بايد گفت:
1 – کم و يا زياد بردن ارث ربطي به کرامت و جايگاه انسان ندارد که هرکس
بيشتر ارث برد بيشتر کرامت دارد. به دليل اينکه درپاره از طبقات ارث، با
بودن طبقه اي نوبت به طبقه ديگر نمي رسد. با اينکه حق ارث بردن را در شرايط
خاصي دارند.
2 – زنان در همه موارد نصف مردان ارث نمي برند. بلکه در مواردي به اندازه
نصف مرد و در پاره اي از موارد حتي بيشتر از نصف ارث به زن مي رسد.
3 – اگر در جايي که به زنان نصف مردان ارث در نظر گرفته شده به خاطر
ملاحظات پاره اي از اموري است که بار آنها را از دوش زنان برداشته شده است.
نظير تامين نفقه خانواده و يا خدمت سربازي و مشارکت در جهاد و علاوه بر آن
براي زنان حق مهر قرار داده و نفقه و مصارف زنان را به عهده مردان نهاده
اند.
ط ) حق سواد آموزي
در اسلام نه تنها زنان از نعمت سوادآموزي محروم شناخته نشده اند بلکه به
فراگيري دانش تشويق شده اند؛ زيرا با ستايشي كه در اسلام از دانشمندان، و
افراد با ايمان شده و ايمان و دانش مايه فضيلت و برتري قرار گرفته است،
زنان را نيز در بر مي گيرد. به دليل اينكه در خطابات قرآني به افراد مؤمن،
زنان نيز مورد خطاب است، مثل اين آيه شريفه: (يرفع الله الذين آمنوا منكم
والذين اوتوا العلم درجات والله بما تعملون خبير)( )؛ اي كساني كه ايمان
آورده ايد! هنگامي كه به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشيد (و به تازه
واردها جا دهيد)»، وسعت بخشيد، خداوند (بهشت را) براي شما وسعت مي بخشد و
هنگامي كه گفته شود: «برخيزيد»، برخيزيد اگر چنين كنيد، خداوند كساني را كه
ايمان آورده اند و كساني را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمي مي بخشد و
خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است!
در آيه مباركه مؤمنان مورد خطاب است، و زنان را نيز در بر مي گيرد؛ زيرا
آنان از جمله ايمان آورندگان به اسلام هستند كه به وسيله دانش و علم مي
توانند به درجات عالي برسند.
زنان با داشتن حق كسب دانش و علم، جايگاه اصلي و فطري خويش را در نظام
حقوقي اسلام بازيافتند؛ زيرا زنان بر اساس آموزه هاي اسلام چنين حق مسلّمي
را دارند، و رسول گرامي اسلام، بارها كسب دانش و علم را بر همه مسلمانان،
بر زن و مرد به عنوان يك فريضه و تكليف اعلام كردند، و در قرآن كريم، نيز
روي علم و دانايي به گونه اي تكيه شده است كه زنان را نيز شامل است. آنجا
كه قرآن كريم مي فرمايد: آيا آنانكه مي دانند و با آنانكه نمي دانند يكسان
است؟( ) نه قطعا. پس اگر دانستن و دانايي يك ارزش است، دليلي ندارد كه اين
ارزش ويژه مردان باشد؛ زيرا زنان نيز انسان، بنده، مخلوق خداوند سبحان است
كه تكاليف و وظايفي را بر عهده دارند.
و در ثاني، دانستن وظايف و تكاليفي كه بر دوش زنان است، نياز به علم و
دانستن دارد، و زنان با كسب دانش بهتر مي توانند وظايف و تكاليف شرعي وديني
شان را ادا كنند. و خداوند وقتي تكليف و وظايفي را برعهده زنان نهاده از
لازمه آن آگاهي ودانستن وظايف ومسؤوليتهاي شان است.
رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله) به عنوان مبلغ و مفسّر وحي الهي و
پايه گذار نظام اسلامي در مدينه، از كسب علم و دانش به عنوان فريضه ياد
كرده است که زنان را نيز در بر مي گيرد. چنانکه آن حضرت فرموده است: «طلب
العلم فريضة»( )؛ امام صادق(عليه السلام) فرموده است كه رسول خدا(صلي الله
عليه وآله) فرمود؛ طلب دانش يك فريضه و تكليف است.
در اين حديث قيد زن يا مرد ندارد، بلكه گفته است كه تحصيل دانش فريضه است.
فريضه و تكليف عام است كه همه مكلفين را در بر مي گيرد، و زنان نيز از
كساني هستند كه تكاليف و وظايفي را بر عهده دارند.
و نيز در پاره اي از احاديثي که از آن حضرت وارد شده فراگيري را دانش را بر
تمام مسلمانها فرض دانسته اند. چنانکه آن حضرت فرموده است: «طلب العلم
فريضة علي كل مسلم»؛ كسب علم بر تمام مسلمانها فرض است.
اين حديث را علي(عليه السلام)( ) و نيز ابن عباس و ديگران از رسول خدا (صلي
الله عليه وآله) روايت كرده اند( ). و کلمه "کل مسلم" زنان را نيز شامل اند،
زيرا زنان مسلمان اند و از مصداق "کل مسلم" اند.
در بعضي از احاديث واژه مسلمة نيز ذكر شده به اين معنا كه كسب دانش و علم
بر مرد و زن مسلمان فرض شده است. چنانکه از رسول خدا(صلي الله عليه وآله)
روايت شده که آن حضرت فرموده است: «طلب العلم فريضة علي كل مسلم ومسلمة»؛
طلب دانش بر تمام مردان و زنان مسلمان، فرض است( ).
شايد آوردن قيد "مسلمه" در حديث شريف به اين جهت باشد، كه ممكن است برخي
پندارد، همانطور كه در پيش از اسلام زنان از كسب دانش و علم محروم بودند،
حالا نيز چنين است، به اين دليل كه زنان در حديث ذكر نشده اند. و با آوردن
قيد مسلمه جايي براي چنين توهمي باقي نمي ماند. و اين امر را مسلم مي کند
که كسب دانش و فضيلت نيز حق زنان است و زنان چنين اهليتي را دارند.
زنان در عصر رسول الله(ص) بهترين موقعيت را در نظام نوپاي اسلام يافتند،
وكلام نوراني رسول خدا، كه برگرفته از وحي الهي بود، زنان را به سوي كسب
كمال و دانش سوق دادند، و زنان مقام وجايگاه والاي خود را بازيافتند، تا
جايي كه زنان زيادي به عنوان محدثه، و راوي در جامعة آن روز ظهور كردند( )
و نيز بعد از آن ، كه هركدام از آنهابه بيان حديث و تبليغ سخنان رسول گرامي
اسلام مي پرداختند و با حضور در مساجد و مجالس علمي هويت از دست داده خويش
را به دست مي آوردند.
دكتر احمد شبلي در باره فعّاليت زنان در عرصه تحصيل، تدريس و نشر دانش گفته
است كه زنان در عصر رسول اللهّ(صلي الله عليه وآله) نه تنها از حق كسب دانش
برخوردار بودند، بلكه حق تدريس و نشر دانش را در ميان مردان و زنان نيز
داشتند، و در ميان زنان، استادان زيادي در بخشهاي گوناگوني از دانش اسلامي
ظهور كردند( )، و در صداقت و امانت علمي، گويي سبقت را از مردان ربودند تا
جايي كه حافظ ذهبي گفته است كه در ميان زنان محدث كسي را متهم و متروك باشد
نمي شناسم( ).
ي ) نقش زن در خانه
تلاش و فعاليت زن در منزل، نقش به سزايي در رشد و تكامل خانواده از نظر
تربيتي، فرهنگي، اخلاقي و اقتصادي دارد، متأسفانه تلاش زنان در اثر تحقير و
نگاه طفيلي، ارزش و قيمتي نداشت. رسول خدا (صلي الله عليه وآله) با توجه به
نقش عمده و حياتي زن در سعادت خانواده، به تلاش و زحمات زن، چنان ارزش و
قيمت داد كه در رديف ارزش و قيمت پيكار مجاهدان في سبيل الله قرار گرفت،
چنانكه آن حضرت فرمود: «زحمت و فعاليت هريك از شما زنان در خانه خويش،
پاداش جهاد مجاهدان را انشاء الله دارد»( ).
چنين نگاهي به ارزشمندي فعاليت زنان، حكايت از کرامت و جايگاه والاي زنان
در اسلام دارد.
ک ) تلاش مردان براي خانواده همپاي جهاد دراه خدا
پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) خانواده را، كه زن جزء ركن مهم آن به
شمار مي رود، چنان ارزشمند و والا دانسته است كه از تلاش مرد براي حفاظت و
خدمت به خانواده به مثابه جهاد در راه خدا ياد كرده است: «الكاد علي عياله
كالمجاهد في سبيل الله»( ) «زحمت وكوشش مرد در راه آسايش و تأمين
نيازمنديهاي خانواده، همانند پيكار مجاهد در راه خداوند است».
كار و فعاليت مردان براي تأمين رفاه و رفع نيازمندي هاي اعضاي خانواده با
چنين نگاهي كه همسرش ركن شاخص آن را تشكيل مي دهد، حكايت از کرامت و جايگاه
ارزشي زن در آموزه هاي شريعت و نظام حقوقي اسلام دارد.
ل ) رفتار نيكو و عادلانه با زنان
زنان بيشترين ستم و ظلم را از ناحيه همسران شان در خانواده متحمّل شده اند،
تا جايي كه در عصر جاهليّت و نيز در ميان ساير قبايل و اقوام، باديد
تحقيرآميز به زنان نگاه مي شد، عدالت و رفتار پسنديده با زنان چندان مفهوم
نداشت، و مردان با زنان به عنوان مايملك و اموال منقول و غير منقول نگاه مي
كردند، و براي خود حق مي دادند كه هرگونه بخواهند مي توانند با آنها رفتار
بكنند.
در نظام حقوقي اسلام چنين نگاهي با زنان مردود اعلام شده است. و از رفتار
عادلانه در امر زناشويي و نظام خانواده سخن رفته است.
در گذشته به دختران يتيم و زنان بي بضاعت و بي كس، پس از ازدواج با آنها
رفتار ظالمانه مي شد، اموال و دارايي آنها در اختيار مطلق همسران شان قرار
مي گرفت، و مردان به خود اجازه هرگونه تصرف را در اموال و دارايي زنان مي
دادند. در نظام ديني و شريعت نبوي، با چنين سنتهاي باطل مبارزه شد و پيامبر
(ص) با تلاوت آياتي در باره رعايت عدالت در باره زنان، کرامت و جايگاه
واقعي آنها را تثبيت كرد و اين آيه نوراني براي زنان آن روز نسيم روح بخشي
بود كه زندگي تيره آنها را طراوت داد: (وان خفتم الا تقسطوا في اليتامي
فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثني وثلاث ورباع فان خفتم الاتعدلوا فواحدة
او ما ملكت ايمانكم ذلك ادني الا تعولوا)( )؛ و اگر مي ترسيد از اينكه (به
هنگام ازدواج با دختران يتيم) رعايت عدالت در باره آنها نكنيد (از ازدواج
با آنان صرف نظر نماييد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج كنيد، دو يا سه يا
چهار همسر، و اگر مي ترسيد عدالت را (در باره همسران متعدد) رعايت نكنيد
تنها به يك همسر قناعت نماييد و يا از زناني كه مالك آنها هستيد استفاده
كنيد. اين كار بهتر از ظلم و ستم، جلوگيري مي كند.
همانطور كه در شأن نزول اين آيه آمده، پيش از اسلام رسم بر اين بود كه
بسياري از مردم حجاز، دختران يتيم را به عنوان تكفل و سرپرستي به خانه خود
مي بردند، و بعد با آنها ازدواج كرده و اموال آنها را هم تملك مي كردند، و
هنگامي كه كمترين ناراحتي از آنها پيدا مي كردند، آنها را ترک کرده و به
شكل همسر معمولي با آنها رفتار نمي كردند. در اين باره آيه فوق نازل شد و
به سرپرستان ايتام دستور داد در صورتي مي توانند با دختران يتيم ازدواج
كنند كه عدالت را به طور كامل در باره آنها رعايت كنند، و در غير اين صورت
از آنها چشم پوشي كرده و همسران خود را از زنان ديگر انتخاب نمايند.
و همچنين در اين آيه در باره حفظ اموال آنها دستور داد شده كه اگر با
ازدواج با دختران يتيم، توانايي رعايت عدالت را در باره حقوق زوجيت و اموال
آنها نداريد، به سراغ زنان ديگر برويد( ).
و نيز در ذيل اين آيه دستور به رفتار عادلانه با ساير همسران داده شده است.
در حالي كه رفتار نيكو و عادلانه پيش از اسلام نسبت به زنان وجود نداشت. و
از اين نگاه، زنان توانستند در نظام حقوقي اسلام، جايگاه خوبي از نظر رفتار
عادلانه و انساني، هم نسبت به خود و هم نسبت به دارايي واموال خود، به دست
آورند.
پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) زنان را داراي حق و حقوقي دانسته و مردان
را مكلف به رعايت آن نموده است، چنانكه آن حضرت در فرازي از خطبه طولاني كه
در حجة الوداع فرمود: «ان لكم من نسائكم حق و لنسائكم عليكم حقا»؛ شما بر
زنان تان حقي داريد و زنان شما بر شما حقي دارند».( )
در اسلام، دستور صريح به معاشرت نيك به زنان آمده است، آنجا كه خداوند
سبحان فرموده است: (وعاشروهن بالمعروف)( ) با زنان به خوبي رفتار كنيد».
چنين سخني با چنين دستور صريحي، هرگونه بدرفتاري با زنان نفي شده است. و
چنين حق معقول و انساني را كه شريعت اسلام با بيان صريح و گويا وكوتاه (وعاشروهن
بالمعروف) در نظر گرفته بي نظير و بي مانند است.
در نظام حقوقي اسلام معاشرت نيکو با زنان به عنوان يک اصل مسلم و خدشه
ناپذير شناخته شده است. ورسول خدا (صلي الله عليه وآله) بهترين مردان را
كسي دانسته است كه با همسران شان رفتار نيكو داشته باشد، و كسي را
محبوبترين فرد در نزد خداوند معرفي نموده است كه نيكوترين رفتار با خانواده
اش بكند: «وأحب العباد إلي الله تعالي أحسنهم صنعا اسرائه».( )
در حديث ديگر آمده است که رسول خدا (ص) بهترين انسان را کسي معرفي کرده که
رفتار نيکو با همسران دختران شان داشته باشد.
در شريعت اسلام رفتار نيکو با همسر، به عنوان معيار انسان خوب شناخته شده
است. چنانکه رسول خدا (ص)، ملاک خوب بودن انسان را رفتار شايسته با همسرش
قرار داده است، و نيز رفتار خودش را با همسرانش، از همه بهتر معرفي كرده و
فرموده است: «وخيركم خيركم لنسائه ، وأنا خيركم لنسائي»( ).
و نيز آن حضرت فرموده است: «بهترين شما كسي است كه خوب ترين رفتار را با
خانواده اش داشته باشد، و من نسبت به شما بهترين رفتار را با خانواده ام
دارم.( )
از اين بيان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) يك نتيجه منطقي را مي توان گرفت
و آن اينكه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از همه انسانها بهتر است؛ زيرا آن
حضرت نسبت به ساير انسانها، رفتار نيك و پسنديده با همسرانشان داشت. پس مي
بينيم كه در اسلام، خوش رفتاري با زنان معيار و ملاك خوبي مردان قرار گرفته
است، و بدترين انسان کسي شناخته شده است كه با همسرش رفتار بد داشته باشد.
رسول خدا (ص) رفتار کريمانه و انساني با زنان را معيار کرامت و شخصيت قرار
داده و بد رفتاري با زنان را معيار بي شخصيتي و فرومايگي معرفي کرده و در
ادامه حديث مزبور فرموده است:«ما اکرم النساء الا کريم و لا اهانهن الا
لئيمٰ؛ زنان را جز انسانهاي بزرگوار مورد تکريم و احترام قرار نمي دهد و
آنان را جز اشخاص فرومايه مورد اهانت قرا ر نمي¬دهد.»
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نيك رفتاري با زنان را سفارش و توصيه خداوند
سبحان خوانده و فرموده است: «انّ الله تعالي يوصيكم بالنساء خيرا فانهنّ
امّهاتكم و بناتكم و خالاتكم ؛ خداوند سبحان شما را در باره نيك رفتاري با
زنان به نيكي سفارش مي كند؛ زيرا بانوان، مادران و دختران و خاله هاي شما
هستند.( )
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از بد رفتاري با خانواده شديدا نهي و نكوهش
نموده و آنهايي را كه نسبت به خانواده اش ستم روا مي دارد و حقوق آن را
ضايع مي كند، ملعون خوانده و فرموده است: «ملعون ملعون من ضيع من يعول»؛
ملعون است ملعون است كسي كه حق خانواده اش را ضايع كند»( ).
اين آموزه ها به خوبي اثبات مي کند که زنان در اسلام در جايگاه رفيعي قرار
دارند و از کرامت و بزرگواري والايي برخوردارند وکسي که حقوق خانواده و
همسرش را در نظر نگيرد به عنوان ملعون و رانده شده از رحمت خداوند شناخته
شده است.
م ) سفارش در باره مادر
در اسلام مقام و جايگاه مادر چنان ارزشمند است که رسول خدا (ص) سفارش در
باره مادران را مقدم بر سفارش پدران قرار داده است. چنانکه مردي در نزد آن
حضرت آمد و پرسيد: يا رسول الله چه کسي به نيکي و گرامي داشتن شايسته
تراست؟ حضرت در پاسخ فرمود: مادرت. او گفت: سپس چه کسي؟ حضرت فرمود: مادرت.
سپس چه کسي؟ فرمود: مادرت. او گفت: سپس چه کسي؟ حضرت فرمود: پدرت.
و همچنين صعصعه جد فرزدق به رسول خدا عرض کرد: يا رسول الله جانم به فدايت
مرا توصيه و سفارش به نيکي نما! حضرت فرمود: ترا در باره مادرت، پدرت و
چهارپايانت سفارش مي کنم.
از اين دو حديث به خوبي پيدا است که احترام و گرامي داشتن مادر نسبت به پدر
در اولويت قرار دارد. و اين حکايت از جايگاه و کرامت زن در نظام حقوقي
اسلام دارد.
ن) پاس داشتن حرمت زنان
پاس داشتن حرمت و عفت زنان، پاس داشتن کرامت و شخصيت زنان است. رسول خدا
(ص) به پاسداري از عفت و پاکدامني زنان سفارش مي کرد و مي فرمود: «وعفوا عن
نساء الناس تعفّ نساؤکم» نسبت به زنان مردم عفت ورزيد، تا زنان تان عفيف و
پاكدامن بمانند»( ).
بنا بر اين پاس داشتن حرمت زنان در نظام حقوقي اسلام به عنوان يک اصل مورد
توجه قرار گرفته است.
س ) زن مايه خير و بركت
بر خلاف سنتهاي خرافي گذشته كه زنان را مايه شرارت و نكبت مي دانستند؛ در
اسلام زن مايه توانگري و بركت دانسته شده است. چنانکه رسول خدا (ص) فرموده
است: «تزوّجوا النساء فانهنّ يأتين بالمال» ازدواج كنيد؛ زيرا زنان توانگري
و دارايي مي آورند.( )
از اين نظر نيز مي بينيم که وجود زن مايه خير و خوبي است که حکايت از
گرانمايگي او دارد که وجودش ذاتا نيک و خير است.
ع ) زن محبوب و دوست داشتني
زن در پاره اي از فرهنگها، موجود منفور به حساب مي آمد، ولي در آموزه هاي
پيامبر اسلام زن چنان محبوب و دوست داشتني است كه از ميان آنچه كه در دنيا
وجود دارد چيزي به پاي محبوبيت زن نمي رسد، تنها بوي خوش توانسته است در
كنار محبوبيت او قرار بگيرد. چنانکه حضرت محمد (ص) فرموده است: «حبّب الي
من دنياكم النساء والطيب وجعلت قرّة عيني في الصلاة»؛ از دنياي شما دو چيز
را دوست مي دارم؛ يكي زنان، وديگري بوي خوش، و روشنايي چشمم در نماز قرار
داده شده است.( )
از نظر عاطفي، کرامت و شخصيت بخشي رابطه نزديک با عنصر محبت دارد. در کلام
رسول خدا (ص) روي عنصر محبت زنان چنان تکيه شده است که مقدار و اندزاة
ايمان به خداوند سبحان را ملاک مقدار و اندازه محبت زنان قرار داده و
فرموده است: «کلما ازداد الايمان عبدا ازداد حبا للنساء؛ هرزماني که به
ايمان بنده افزوده شود محبت او نسبت به همسرانش نيز افزايش مي يابد » و
همچنين آن حضرت فرموده است که محبت با زنان يکي از عطيه هاي الهي به اهل
البيت است .
بنا بر اين محبت، احترام و تکريم شخصيت زنان، جزء سيره و رفتار رسول خدا
(ص) بوده است. و با الگو قرار دادن رفتار و آموزه هاي آن حضرت، کرامت و
شخصيت زنان حفظ مي شود.
ف) برخورداري زن از وظايف و تکاليفي در برابر شوهر
خداوند سبحان زن و مرد را موجود مختار آفريده و پيامبرانش را براي هدايت و
ارشاد هردو فرستاد است. زن و مرد هردو مي توانند راه هدايت و سعادت را
برگزينند يا راه شقاوت و ضلالت را.( )؛ لذا همانطور كه مردان وظايف و
تکاليفي نسبت به همسران شان دارند، زنان نيز وظايف و تکاليفي را نسبت به
شوهران شان دارند و هردو مي توانند با رعايت و يا عدم رعايت حقوق و تکاليف
شان راه سعادت و يا شقاوت را بر گزينند.
زن و مرد هر دو در نظام خانواده مسؤوليتي دارند که موظفند به آن عمل کنند.
از اين رو زنان با همه جايگاه ارزشمندي كه در آموزه هاي شريعت اسلامي
دارند؛ مي توانند با برگزيدن راه رشد و سعادت بهترين باشند، و نيز مي
توانند با انتخاب راه شقاوت و ضلالت بدترين باشند.
رسول گرامي(صلي الله عليه وآله) بهترين زنان را با در نظر گرفتن عمل به
وظايف و تکاليفي که برعهده دارند، معرفي نموده است و به عنوان نمونه به چند
مورد از سخنان آن حضرت اشاره مي گردد:
1. حضرت علي(عليه السلام) از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) روايت كرده كه
آن حضرت فرمود: «بهترين زنان، زن زاياي مهربان است كه هرگاه به او نگاه
افگني شادابت كند، و در غيابت حافظ و نگهبانت باشد»( ).
بنا بر اين زنان نيكو از منظر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) زناني با اين
ويژگيها است: 1) زايا، 2) مهربان، 3) مستور و محجوب. 4) عفيف و پاكدامن 5)
عزيز و سرافراز در نزد خانواده و كسان خويش، 6) تسليم و نرم خو در برابر
شوهر، 7) آراسته و با زينت در مقابل شوهر، 8) محفوظ و محصون در برابر غير
شوهر، 9) فرمانبر گفتار شوهر، 10) پذيرايي آنچه كه شوهر در خلوت خواستار
است، 11) نگاه به سيماي او مسرت آور باشد، 12) در غياب همسر حافظ و نگهبان
او باشد.
نتيجه
بنا بر آنچه گذشت به خوبي معلوم گرديد كه زنان در نظام حقوقي اسلام در تمام
عرصه هاي زندگي، از نگاه فكري، فلسفي، حقوقي، فرهنگي، اجتماعي و خانوادگي
در جايگاه طبيعي و ارزشهاي اصلي و فطري خويش قرار گرفته اند، و از حقوق
نظير حق کار، حق تحصيل، حق مشارکت در امور اجتماعي، حق ارث، حق کرامت و حسن
معاشرت، و نظائر آن برخوردارند و در جايگاهي ارزنده اي قرار دارند. جايگاهي
كه در اثر افكار و انديشه هاي انحرافي، و سنتهاي ستمبار قبيلوي از بين رفته
بود و زنان را موجود ذليل، پست و در رديف حيوانات قرار داده و در حد اموال
و اشياء تنزل داده بود. و حتي در عصر شکوفايي خرد و دانش زناني هستند كه در
اثر افراط بيش از حد، کرامت، منزلت و جايگاه طبيعي و انساني¬شان را از دست
داده و در سراشيبي سقوط و نابودي قرار گرفته اند و نظام مقدس خانواده را
برباد داده اند. تا جايي كه در پاره اي از كشورها زن به عنوان ابزار تجارت
در خدمت نظام سرمايه داري قرار گرفته اند، و وسيله خوشگذراني مردان، و متاع
درامد شركتها واقع شده اند، و صنعت سكس و تجارت سفيد را رونق مي دهند. و يا
زنان در پوشش آزادي و مساوي با مردان مجبورشدند كه كارهاي سخت را در
كارخانه ها و مزارع تحمل كنند، و با رنج و عذاب هزينه خود را تأمين نمايند،
و يا تن به اعمال نادرست بدهند. اين گونه زنان پس از دست دادن نيروي جواني
متوجه مي شوند كه همچون كالا از رده خارج شده و حتي ارزش كالا بودن خود را
نيز از دست داده اند.
از مطالعه وضع اسفبار زنان در گذشته و امروز به خوبي در مي يابيم كه
نظامهاي حقوقي بشري و کنوانسيونهاي مدافع زنان نتوانسته اند کرامت وعزت را
براي زنان به ارمغان بياورند، با دادن آزاديهاي لجام گسيخته به زنان و سست
کردن بنياد خانواده، و راندن زنها در عرصه هاي مختلف ناسازگار با سرشت و
طبيعت زنان، آنها را به دام شيادان انداخته و به مثابه برده مدرن در اختيار
سازمانها وگروههاي بهره کشي از زنان قرار داده اند. و اين ستم ديگري است که
کرامت و عزت زنان را تهديد مي کند. و در اين ميان آموزه هاي اسلام و نظام
حقوقي اسلام تنها راه نجات زنان شناخته مي شود که در پر تو بازگشت به سوي
نور و خورشيد شريعت تابناك حضرت محمّد (صلي الله عليه وآله) مي توانند از
گرداب ذلت و خواري نجات يابند و جايگاه طبيعي و انساني را بيابند و کرامت
از دست رفته اي خود را به دست بياورند.
پي نوشت
|